۰۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۳:۲۸

لینک کوتاه: https://istarnews.ir?p=4210


الهیات عرفانی در عصر کووید19: بررسی تجلی اسمایی در دنیای همگرایی انسانی

امروز در عصر کووید۱۹ که تمامی انسان های جهان را مشغول خود کرده است؛ شب به شب به تعداد جان باختگان افزون می شود و هر روز یکی پس از دیگری به غم اندوه از دست دادن عزیزی نائل می‌شوند، از طرفی با اپیدمی بلکه پالدمی شدن این مساله باید گفت؛ با خط کشی ماهیتی درد، بلا و مهنت و با حس فقدان سلامتی برای جمیع بشر و تشکیل دنیای همگرایی انسانی، گویی که اسم سلام بر تمامی انسان ها و جوامع بشری ظهور کرده است.

یادداشت به قلم محمد کرمی نیا *

ریشه های اصیل الهیات عرفانی در دوران سیطره فلسفه مشا بر ساحت اندیشه های فکری_عقلی نگاشته شده است و ازین رو که فلسفه مشا نحیف تر از آن است که توان بار سنگینی همچو عرفان نظری مخصوصا با محوریت ابن عربی را تحمل کند، غالبا این علم(عرفان) با بیان نظریه های جدید در مقام آنچه حق شناسی گفته می‌شود غور می‌کند، اینچنین است که بسیاری از این نظریه ها در نظام صدرایی تبدیل به یک تئوری فلسفی گشته اند.

یکی از مهم ترین تئوری هایی هستی شناسانه‌یِ عرفان نظری که از قضا ریشه قوی و مستحکمی در دستورالعمل های عرفان عملی دارد، نظریه تجلی اسماییِ حق است. در لسان عرفا آشکار شدن صفات و اسما حق بر ضمیر سالک را تجلی اسمایی می‌نامند. آنها معتقدند که هر اسمی بنا بر درجه و موقعیت سالک بر جداول وجودی او دمیده شده و منشا دگرگونی احوالات و مقامات آن سالک می‌گردد.

اسم در عرفان از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ هر موجودي از موجودات و هر عالمي از عوالم مظهر اسمي از اسماء الهي است. در عرفان عملي، هر حالتي از احوال موجودات و هر مرتبه و مقامي از مقامات انساني تحت تاثير يک و يا چند اسم است. در نتيجه ارتباط تمام موجودات با حق تعالي فقط از طريق اسماء امکان پذير است. اسماء، خليفه حق در ظهور مي باشند.

از سوی دیگر، اهل عرفان نظری با نفی فقدان در دار وجود مدعی آن هستند؛ که در تخصص نوع ثالث، انسان در عالم ماده با ماهیات و کثرات سروکار دارد و هرگاه فقدانی ظاهری در کثرات برای وی اتفاق افتد؛ نشانه‌ی تجلی حقیقی آن اسم بر اوست. آنها در دار بی انتهای هستی خط کشی های اسمایی را که بشکل ماهیت برای انسان مادی متصور است را راهی برای فهمِ او از تجلی اسم مخصوص می دانند.

برای مثال اگر عزیزی فوت شد، باید دقت کرد که فوت او به معنای تجلی اسم حی پروردگار برای آن سالک است. اگر سرقتی از او شد به معنای تجلی اسم ایمن برای اوست و اگر درآمد پایین به او فشار آورد نشانه تجلی اسم رزاق به او می باشد. اساسا نگاه رب العالمین به انسان در عالم ماده و تلنگر به انسان ماهیت بین بواسطه فقدان کثرتی از کثرات است. فلذا هر فقدان و هر کمبودی در عالم کثرات رخ دهد، گر نیک بنگریم؛ نشانه ی تجلی اسمی از اسما حق تعالی ست.

آنچه در این خصوص واضح است، تمامی عرفا محور این تجلی و ارتباط را نفس سالک در نظر گرفته اند و اساسا سالک در نگاه آنها به شکل فردی ترجمه شده است. به همین جهت شاید سخن متناسب با شان آن در خصوص سلوک اجتماعی و مقام استخلاف جمعی یک جامعه کمتر به میان آمده باشد. حال باید بررسی کرد؛ در عصری که تمام مردم و جوامع بشری گره ی حقیقی و اعتباری به یک دیگر خورده اند، شاید توانست آن ها را به مثابه یک سالک حقیقی پنداشت و تجلی واحدی برای آنها قائل شد، زیرا آن جامعه حقیقی روح، نفس، آگاهی و اختیار یکپارچه ای دارد.

از این سو میتوان گفت؛ اگر در مبانی جامعه شناسی به این نتیجه رسیده شود که اصالت با فرد نیست و جامعه انسانی را اصیل و او را ولی بر خویشتن دانست، یقینا نتیجه دستخوش تغییراتی می‌گردد چرا که ترکیب تئوری تجلی اسمایی با تئوری اصالت جامعه ، راه به نگاه جدید و نوینی در عرفان اسلامی با محوریت جامعه برساند؛ که انسان این عصر در حال نزدیکی بیش از پیش بدان است. زیرا سیر تطور انسان و آنچه حرکت او خوانده می‌شود به شکل صعودی و رو به کمال حقیقی است.

اما امروز در عصر کووید۱۹ که تمامی انسان های جهان را مشغول خود کرده است؛ شب به شب به تعداد جان باختگان افزون می شود و هر روز یکی پس از دیگری به غم اندوه از دست دادن عزیزی نائل می‌شوند، از طرفی با اپیدمی بلکه پالدمی شدن این مساله باید گفت؛ با خط کشی ماهیتی درد، بلا و مهنت و با حس فقدان سلامتی برای جمیع بشر و تشکیل دنیای همگرایی انسانی، گویی که اسم سلام بر تمامی انسان ها و جوامع بشری ظهور کرده است. گرچه التفات به آن تشکیکی باشد اما این ظهور اسمایی آن هم بر جامعه حقیقی بنظر برای اول بار در عالم رُخ داده است.

*دکترای تخصصی فلسفه و کلام و امامیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.