۱۳۹۸/۱۱/۲۰-۱۸:۱۸

محمد تقی ابوالهادی در گفت و گو با ایستار: مردم رفسنجان با کسی عقد اخوت نبسته اند/ برای مردم رفسنجان عملکرد یک نماینده مهم است


سرویس سیاسی ایستار، امیررضا دهشیری:  نمای نزدیک عنوان سلسله مصاحبه ها با شخصیت ها و تحلیل گران جوان از طیف های مختلف سیاسی است که تارنمای خبری ایستار با نزدیک شدن به انتخابات آن را به منظور آگاهی بخشی و توسعه مباحث پایه در دستور کار خود قرار داده است. با قرارگرفتن در ایام دهه فجر تصمیم گرفتیم تا نمای نزدیک هفتم را با نگاهی تاریخی به سرانجام برسانیم. از این رو میهمان هفتمین گفت و گوی نمای نزدیک ایستار محمدتقی ابوالهادی حقوق دان، پژوهشگر تاریخ سیاسی رفسنجان و مولف کتاب ارزشمند رفسنجان و پارلمان است. وی در این گفت و گو با نگاهی تاریخی به انتخابات در رفسنجان از دوران قاجار تا به امروز پرداخته است. مشروح این مصاحبه جذاب را در ادامه بخوانید: 

بهتر است بحثمان را از اولین انتخابات در ایران و انتخاب های قبل از انقلاب آغاز کنیم. بیش از یکصد سال از تاریخ انتخابات در کشور ما می گذرد به طور اجمالی این روند چگونه بوده است؟

از سال 1285 شمسی و با انقلاب مشروطه کشور ما دارای پارلمان شد و نمایندگان و انتخابات شد. ادوار ابتدایی انتخابات و تا مجلس چهارم یعنی تا قبل از سال 1302 انتخابات صحنه رقابت متنفذین محلی بود و عموم مردم در آن دخالتی نداشتند. دولت مرکزی قاجار آنقدر قدرتی نداشت که بخواهد انتخابات را مهندسی کند. از سال 1302 با قدرتمند شدن رضا شاه و از سال 1304 با سلطنت رضا شاه کلا انتخابات تبدیل به انتصابات می شود. عملا انتخاباتی در کار نبود و به صورت روشن نماینده توسط شاه انتخاب می شد. و هیچ ابایی هم نداشتند که بخواهند این را نشان دهند. ظاهرا حکومت دنبال این نبود که ثابت بکند انتخابات را مردم اداره می کنند بلکه اتفاقا می خواست مردم بدانند امر امر شاه است و به اصطلاح حساب کار دستشان بیاید.

همه تا 1320 می دانستند که انتخاباتی وجود ندارد. در رفسنجان صورت جلسه ای می نوشتند و کسی هم نماینده می شد. اما از سال 1320 تا سال 1332 تغیراتی شکل می گیرد. متفقین ایران را اشغال و رضا شاه را اخراج می کنند. سلطنت به پسرش سپرده می شود و حکومت در اختیار اشغالگران قرار می گیرد. متنفذین محلی و فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و احزاب در این شرایط فرصتی برای فعالیت پیدا می کنند. دیگر آن وضعیتی که در دوران رضا شاه داشتیم، در این دوره حاکم نیست و یک وضعیت نسبتا بهتری را مشاهده می کنیم. رقابت هایی ایجاد می شود و مردم با حقوق اساسی شان آشنا می شوند اما با کودتای 28 مرداد و تا سال 57 دوباره به الگوی رضاخانی برمی گردیم.

نماینده ها و نامزدهای انتخاباتی در رفسنجان در این دوران چگونه بودند؟

در زمان قاجار انتخابات استانی بوده و رفسنجان نماینده مستقلی نداشته و از مجلس سوم رفسنجان دارای نماینده مستقل می شود. در اواخر قاجار روحانیون و خانواده های روحانی و مذهبی در انتخابات رفسنجان تاثیر داشتند ولی از مجلس پنجم تا آخر دوران رضا شاه فرزندان زعیم الدوله و وکیل الملک به نمایندگی مجلس می رسیدند. بعد در دهه 1320 و اواسط دهه 1330 آقای معین زاده اولین نماینده از رفسنجان بود. حالا شاید نتوان گفت اولین شخص رفسنجان بوده باشد چون قبل از آن افراد دیگری بودند ولی به طور کلی تا قبل از انقلاب اسلامی هیچ نماینده ای با ساز و کار عادی انتخاب نشدند یا بیگانگان دخالت می کردند یا در بهترین حالت متنفذین محلی دخالت داشتند و  یا اینکه  به صورت مستقیم از ناحیه دربار نامه می آمد که فلانی نماینده است. هیچ انتخابات آزادی نداشتیم.  گاهی اوقات انتخابات رقابتی و جنجالی می شد ولی آزاد نه! مثلا همان موقع هایی که حکومت دخالت نمی کرد مقابل صندوق های رای درگیری می شده است. جلوی صندوق رای تعدادی اوباش می ایستادند اگر شما می خواستید به کاندیدای خاص رای بدهید می آمدن شما را می زدند و دستگیر می کردند .کسی هم مانع این اوباش نمی شد. این است که می گوییم یه طور کلی قبل از انقلاب، انتخابات واقعی را نمی بینیم.

جریانات سیاسی و فکری قبل از انقلاب در رفسنجان به چه  گونه بوده است؟ مواردی مثل توده ای یا ملی گرا یا دیگر احزاب و جریان ها

رفسنجان شهری کوچکی بود. شما هیچ دسته بندی از هیچ جریان سیاسی کشور در رفسنجان نمی بینید. جریان های قدرت در رفسنجان از حیث طایفه ای تقسیم می شدند و هیچ انطباقی هم بر تصمیمات قدرت در کشور نداشت . سه گروه قدرت در رفسنجان درگیر بوند: شیخی ها، قطب آبادی ها، یزدی ها این سه تا گروه در رقابت طایفه ای و محله ای بوده اند. هر جریانی که در پایتخت به قدرت می رسید اینها می خواستند خودشان را به آن قدرت وصل کنند. مثلا ملی ها قدرت می گرفتند و یا حزب ایران نوین قدرت دست می گرفت هر کدام می خواستند خود را به این حزب متصل کنند.

اما حزب توده در رفسنجان فقط در در دهه 1320 یک عقبه ای داشت و فعالیت هایی انجام می داد.آن ها در سال 1323 از سینما سیار استفاده می کردند و بیشتر جوانان را جذب می کردند تنها حزب کشور در رفسنجان که یک مقداری عقبه داشت حزب توده بود. و جبهه ملی در رفسنجان فعالیت آن چنانی نداشته است

در مورد  سه گروه قدرت  شیخی ها، قطب آبادی ها، یزدی ها در رفسنجان بیشتر توضیح بدهید؟ منشا قدرتشان چه بود؟

شیخی ها گروهی در استان کرمان هستند که از دوران قاجار در منطقه نفوذ داشتند. هم به لحاظ سیاسی و غیر سیاسی. از نظر پیشینیه تاریخی شخصی به نام شیخ احمد احسایی در عراق بود که یکی از شاگردان وی به نام حاج محمد کریم خان بوده که به کرمان می آید و بر اساس آموزه های احسایی یک سلسله ای بینیان گذاشته می شود. این احسایی یکی از فلاسفه و فقهای قرن دوازدهم بوده است. شاگردش حاج محمد کریم خان کرمانی هم فرزند ابراهیم خان قاجار حاکم مقتدر کرمان بوده لذا توانسته از قدرت سیاسی پدر استفاده کند و به لحاظ عقیدتی مکتب شیخی را در استان کرمان گسترش بدهد. از آن روز به بعد  شیخی گر ی در استان کرمان نفوذ پیدا کرد و در صحنه های مختلف مثل روسای ادارات و فرمانداری ها از جمله نمایندگی مجلس نفوذ خودشان را اعمال می کردند و نماینده رفسنجان در دوران رضاشاه و اوایل محمدرضا شاه با همین خاندان ابراهیمی و شیخی ها بود.  دسته دوم یزدی ها بودند. تجار و افرادی که در دوره های مختلف از یزد به رفسنجان مهاجرت کردند و در این منطقه صاحب قدرت و نفوذ شده بودند و دسته سوم هم قطب آبادی ها و یا رفسنجانی های اصیل بودند که در منطقه همیشه وجود داشتند.

به انتخابات در زمان انقلاب به پردازیم.اولین دوره مجلس در کشور بعد از انقلاب در رفسنجان چه خبر بود و تنوع سلیقه های به چه شکل بود؟

اولین دوره انتخابات مجلس بعد از انتخابات در سال 59 برگزار شد.آن سال ها در کل کشور فضایی جنجالی حاکم بود. جریان های ملی و تاحدودی کمونیست ها و جریان های معاند نماینده و کاندیدا داشتند. ولی در رفسنجان مطلقا جنجالی نبود چون رفسنجان شهری مذهبی و بین نیروهای انقلابی اجماع وجود داشت. و حسین هاشمیان به عنوان نماینده انتخاب شد. ممکن بود بگویید چون  رفسنجان شهر کوچکی بود در آن جنجالی نبود. نه همان انتخابات دوره اول در سیرجان کلی جنجال به پا شد که در نهایت هم انتخابات در این شهر باطل می شد چون از همه گروه ها در سیرجان بودند ولی در رفسنجان نه! رفسنجان یک شهر مذهبی بود که همه مردم نماینده انقلابی می خواستند و تمام جریان های انقلابی بر روی هاشمیان اجماع کردند.

در دوره دوم هم رقابت چندانی  شاهد نیستیم. هر چند اختلافاتی در جریانات سیاسی شهر حادث می شود منتهی دوره های سوم و چهارم کاملا بر اساس تفکیکی است که در کل کشوردر حزب جمهوری و روحانیون انقلابی و مجمع روحانیت مبارز  به وجود می آید و  این انشقاق در رفسنجان همیشه خودش را نشان می دهد. جریانات از مجلس سوم در کل کشور به چپ و راست تقسیم می شوند. از آن زمان شیخ حسین هاشمیان نزدیک به طیف چپ یا روحانیون مبارز بود و جریان های روحانیون راست هم در رفسنجان می خواستند رقابت هایی انجام بدهند. هر چند می دانستند که خیلی جایی برای پیروزی نیست ولی رقابت هایی شکل می گرفت ولی شیخ حسین انتخاب می شد.

انتخابات مجلس پنجم در اسفند سال 74 بود. در مجلس پنجم یک رقیب بسیار قدرتمندی برای شیخ حسین هاشمیان پیدا می شود. دکتر حمید بهرامی، که سابقه استانداری کرمان و داور ایران در دادگاه لاهه و حقوقدان  و استاد دانشگاه بود. دکتر بهرامی خود را کاندیدای مستقل از رفسنجان معرفی می کند. ولی مجمع نیروهای موسم به راست یا نیروهایی که به سر دستگی مرحوم حجت الاسلام عباس پور محمدی بودند دور دکتر بهرامی را می گیرند. با توجه به قابلیت ها شخصی که  دکتر بهرامی داشت و با توجه به حمایتی که از او می شود و همچنین  با توجه به جریان کل کشور که مجلس پنجم را در واقع نیروهای راست فتح کردند .دکتر بهرامی به طور  بی سابقه ای متجاوز از 70 هزار رای می آورد که بعد بنا به دلایلی اعتبارنامه ایشان رد می شود و انتخابات میان دوره ای آقای دکتر حسینی با پرچم راست اصولگرایی به صحنه می آید که در واقع اولین شخص با پرچم اصولگرایی در انتخابات رفسنجان دراسفند 75  وارد مجلس می شود.

در مجلس ششم انتخابات در بهمن 78 برگزار شد و با توجه به شرایط خاص جامعه، اصلاح طلبان اکثریت آراء را می آورند که در رفسنجان برادرزاده مرحوم هاشمی رفسنجانی که قبلا در حد معاون وزیر نفت بود، به مجلس می رود.

در مجلس هفتم یک انتخابات سه قطبی در رفسنجان ایجاد می شود. که برای اولین بار ما در انتخابات یک فضای سه قطبی می بینیم. ادوار ابتدایی اصلا رقابتی نبود دوره سوم چهارم رقابت خیلی سبک و دوره پنجم و ششم رقابت دوقطبی شدید بین راست و چپ و مجلس هفتم هم رقابت سه قطبی می شود. یکی از بیت مرحوم هاشمیان یعنی پسر ایشان عباس هاشمیان،  از جریان اصولگرایی هم سید محمد حسینی و از طیف مستقل هم حمید بهرامی کاندیدا شدند. و در نهایت دکتر بهرامی رای می آورد به مجلس می رود و بر خلاف دفعه قبل اعتبارنامه اش را می گیرد.

در مجلس هشتم باز شیخ حسین هاشمیان می آید که یک رقابت بین دکتر حسینی و شیخ حسین هاشمیان می شود که در نهایت هاشمیان پیروز می شود و مجلس نهم هم دکتر آذین و بعد مجلس دهم .

علت اینکه اعتبارنامه حمید بهرامی در مجلس پنجم تایید نشد چه بود؟

آن زمان صحبت های مختلفی مطرح می شد. در واقع بعد از مجلس اول بحث رد شدن اعتبارنامه ها به این شکل مطرح شد. چون مجلس پنجم مجلس یکدست اصولگرا بود و ریاست آ« با آقای ناطق نوری بود .نمایندگان اصولگرا، عملکرد ایشان را در دوران استانداری کرمان و سیستان و بلوچستان زیر سوال برده بودند. ایشان هفته اول انقلاب سال 57 استاندار کرمان می شود و برای تامین امنیت در جنوب استان یک سری کمک هایی حتی سلاح و به گفته خود ایشان نوعی بسیج مردمی را در جنوب استان تشکیل می دهد. یکی از ایرادات این بود که این اسلحه ها نباید همین جور راحت بین گروه های عشایر جنوب استان پحش می گردید. این بحثی بود که مطرح می شد و ایشان را نزدیک به گروه های مانند مجاهدین خلق معرفی کردند. با وجود اینکه قبل از انقلاب هم ایشان چندین سال زندانی بودند و دانشجوی فعال بود می خواستند وی را به این جریانات منسوب کنند.

اگر همه دوره ها را یک جا نگاه کنیم به نظر شما منطق حاکم بر رفتار انتخاباتی مردم در رفسنجان در دوره های مختلف چه بوده است؟

مردم رفسنجان  مردمی انقلابی و معتقد هستند. این شعار نیست به جهت اینکه رفسنجانی هستیم بخواهیم شعار بدهیم نیست ،ثابت شده است. مردم رفسنجان با مردم سیرجان و بم فرق دارند. مردم رفسنجان بیشترشان در انتخابات شرکت می کنند و به عقیده بنده شاید تا دوره های قبلی مقداری بحث های سیاسی و لیست مطرح می شد  ولی الان من فکر میکنم برای مردم رفسنجان آن چیزی که مهم است عملکرد یک نماینده و عملکرد آن فرد است و بدون توجه به سوابق سیاسی به او رای می دهند. حالا هرچند شاید در برهه هایی فضای سیاسی  هم حاکم بود ولی من بر رفتار مردم رفسنجان در همه دوره ها یک منطق خوب می بینم. برخلاف اینکه خیلی ها نقد میکنند. مثلا مردم رفسنجان در مجلس پنجم به دکتر حسینی رای می دهند و همین مردم در 12سال بعد به  شیخ حسین هاشمیان رای می دهند و این نشان میدهد که مردم رفسنجان با کسی عقد اخوت نبسته اند یک جریانی را انتخاب می کنند  و اگر مردود شد یک تصمیم دیگر  می گیرند و مردم رفسنجان هیچ رودربایستی با هیچ شخصی ندارند هرجور که صلاح بدانند به تکلیفشان عمل میکنند.

میزان مشارکت و شور انتخاباتی در کدام دوره مجلس د رفسنجان بیشتر بود و عامل این شور چه بوده است؟

در انتخابات مجلس پنجم در اسفند 74 یک شور عجیبی در بین مردم افتاده بود به جهت اینکه کاندیداهای پر طرفدار حرف های نو و جدیدی می زدند. دکتر بهرامی جنجالی حرف میزد حرف از تغییر می زد مردم جذب شده بودند.

حرف از تغییر ساختار می زد یا جنجالی به خاطر انتقاد از طیف مقابل؟

نه بیشتر به خاطر طیف مقابلش بود.

انتقادی صحبت می کرد یا تخریبی؟

نمی شود گفت تخریبی ولی انتقادی شدید.

با وجود جریانات پیش آمده در کشور و ناامیدی مردم از عملکرد دولت، انتخابات پیش رو به چه شکلی خواهد بود؟

ما معتقدیم در کشور یا رفسنجان هر زمان (این اعتقاد شخصی من است و شعار نیست) هر زمان که دشمن بیشتر خواسته مردم را از نظام دور کند مردم به دشمن سیلی زدند. الان هم دشمن می خواهد در واقع حضور مردم را در صحنه کمرنگ کند البته مختص الان نیست از اول انقلاب همیشه می خواستند انتخابات را تخریب کنند و هیچوقت موفق نشدند. لذا بر خلاف صحبت های همه افراد که می گویند ما کاهش مشارکت را داریم من می گویم ما در حد معقول و متعارف که همیشه رای داشتیم با کاهشی یک مقداری سه تا 4 درصد رای به صندوق می رود.

منتها متاسفانه بعضی ها تصور می کنند که هر چه مشارکت کمتر شود مثلا رغبت مردم به جناح خودشان بیشتر می شود! خب این تصور نادرستی است و مردم شرکت می کنند. مردم عین دوره قبل شرکت می کنند. همان مردم که به شیخ حسین رای داده اند همان مردم هستند که به دکتر بهرامی رای داده اند و به دکتر حسینی و این که نتیجه  بگیریم که مشارکت کم می شود یا جریان حزبی زیاد می شود چنین چیزی نداریم! ما یک انتخابات داریم که بر خلاف تبلیغات دشمن پر شور است! این که انتخابات پر شور جنجالی بشود در ایام تبلیغات معلوم می شود. مجلس پنجم جنجالی شد اما سه روز آخرش جنجالی شد. من معتقدم حداقل از حد متوسط به بالا مثل همیشه انتخاباتی با مشارکت حداکثری در رفسنجان داریم

در پایان اگر نکته ای از قلم افتاده که لازم است توضیح بدهید، بفرمایید.

در بحث منطق حاکم بر رفتار انتخابات مردم رفسنجان لازم است بگوییم، ایده من است مردم رفسنجان هر کاری را با گذشته و تاریخشان تطبیق می دهند و در این دوره هم همین گونه است. مردم رفسنجان از مجلس چهارم به بعد همه اش تک دوره ای رای داده اند، یک نماینده آمده یک دوره 4 ساله بوده و رفته. و الان مقایسه می کنند مثلا می گویند زمان شیخ حسین خوب بوده و یکی از عواملی که رضایتمندی از آن دوره دارند این است که فردی برای شانزده سال در مجلس بوده و برای 16 سال کارکرده و برنامه ریزی داشته است. مشکلی در کشور  وجود دارد که ما می گوییم طول عمر نماینده های ما متوسط یک دوره است! نماینده تک دوره ای برای 4 سال برنامه ریزی می کند و نماینده 5 دوره ای برای 20 سال برنامه ریزی دارد !استنباط من این است که با توجه به تجربه 28 ساله گذشته، رغبت مردم در این دوره خیلی به سمت تغییر نماینده نخواهند رفت چون ثابت شده برایشان تغییر کار را درست نمی کند.

نمی خواهم نماینده ی خاصی را بگویم . در 8 تا 9 نماینده بعد از انقلاب که به مجلس رفتند تنها سه نماینده داشتیم که در دوره های بعد کاندیدا شدند. هاشمیان، حسینی، انارکی. و بقیه نماینده ها بعد از یک دوره نخواستند بیایند. برای همین استنباطم این است با توجه به گذشته نمایندگانی که بیش از یک دوره انتخاب می شوند طولانی تر و مفید تر خواهند بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × 3 =