۱۳۹۸/۱۲/۱۴-۲۲:۰۲

جبهه گیری سلبی آرای خاکستری در رفسنجان

جریان شناسی انتخابات در رفسنجان حکایت از این دارد که رای سنتی و جناحی هر دو طیف برابری شکننده ای دارد. شکننده از آن جهت که آرای خاکستری به هر سمتی بلغزد برنده انتخابات خواهد بود

نمای نزدیک (سری دوم: ویژه تحلیل و بررسی انتخابات یازدهم در حوزه انتخابیه رفسنجان و انار)

نمای چهارم: یادداشت (4)

به قلم علی نجفی

قریب دو هفته از انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی میگذرد و همچنان تحلیل ها بر محور این انتخابات و نتایج آن پابرجاست. تحلیل های متفاوت با دریچه ی نگاه متفاوت. اما در جان بسیاری از این تحلیل ها این مطلب نهفته است که مشارکت پایین در این دوره نتایج حاصله را رقم زده و اگر مشارکت بالا بود نتیجه غیر از این می شد که امروز می بینیم.


عمده دلیل تحلیلگران برای این ادعا هم نگاه صرفاً آماری به انتخابات گذشته است فارغ از توجه به شرایط خاص کنونی. در اینکه چه عاملی باعث شده تا مشارکت تا این حد پایین بیاید جای صحبت و تحلیل زیاد است. آیا این بی رغبتی را به پای نظام بنویسیم یا دولت؟ اجمالا به پای دولت مینویسیم. چرا که اگر بی رعبتی به نظام حاکم بود آن حماسه تشییع جنازه سردار دلها رقم نمیخورد .


اما سوال مشخص اینجاست که آیا اگر مشارکت در این دور به اندازه دور قبل بود آیا نتیجه چیزی غیر از این میشد؟ به اعتقاد نگارنده خیر! فقط شکست جناح اصلاحات سنگین تر می شد. برمی گردیم به ادوار گذشته و ابتدا یک تحلیل آماری میکنیم.


در انتخابات مجلس قبلی در رفسنجان مجموع آرای جناح موسوم به اصلاحات که رأی جناحی دارند با آرای موسوم به جناح اصولگرا که آنها هم رأی جناحی دارند تقریبا برابر است. این برابری در تمام ادوار پابرجاست.
مگر اینکه عامل صلبی قوی بر ضد یکی از طرفین ایجاد شود که از این رهگذر میتوان به رای بی سابقه ی هفتاد و چندهزاری دکتر بهرامی اشاره کرد.


اما جریان شناسی انتخابات در رفسنجان حکایت از این دارد که رای سنتی و جناحی هر دو طیف برابری شکننده ای دارد. شکننده از آن جهت که آرای خاکستری به هر سمتی بلغزد برنده انتخابات خواهد بود. بررسی مشارکت آرای خاکستری در انتخابات ایران نشان از این دارد که طیف خاکستری در دوقطبی های شدید ، رغبت به حضور پیدا می کند و اگر اصطلاحا ً تنور انتخابات سرد باشد این قشر ورود پیدا نمیکند و از این رهگذر دو تا اتفاق می افتد اول اینکه مشارکت عمومی پایین می آید. , دوم عقلانیت بر فضای انتخابات حاکم میشود و رأی های احساسی تعیین کنندگی خود را از دست میدهد.


در انتخابات این دوره ی رفسنجان هم به جرأت میتوان گفت تمام بدنه ی اصلاحات پای صندوق رفته همچنان که تمام بدنه اصولگرا پای صندوق بوده اند. تفاوت در مشارکت پایین قشر خاکستری بوده که در خلا دوقطبی شدید ، تمایلی برای حضور در عرصه نداشته.

دوقطبی واقعی اگر شکل میگرفت که نگرفت، دو قطبی موافقان شرایط حاکم (موافقان دولت) و مخالفان شرایط حاکم ( مخالفان دولت) می بود. این دوقطبی قابل تشدید نبود چرا که بخشی از رای خاکستری تمایز چندانی در سیاستهای دولت و حکومت قائل نمی شود. شاهد این ماجرا که اگر مشارکت بالا میرفت هم نتیجه ای جز شکست سنگین تر طیف نزدیک به دولت را در پی نداشت رفتار دولت است.


رییس دولت از یک ماه قبل از انتخابات هجمه ی شدیدی به اصل انتخابات وارد میکند و سلامت انتخابات را به انواع مختلف زیر سوال میبرد. شب انتخابات سهمیه ی بنزین وانت ها کم میشود( توجه کنید که بنزین در حال حاضر نقطه ی حساسیت افکار عمومی است). همچنین عدم اعلام ورود ویروس کرونا تا شب انتخابات هم از این رهگذر قابل بررسی است. اینها همه نشان از این دارد که دولت به این جمع بندی رسیده که شکست با هر میزان از مشارکت قطعی است . پس مشارکت بالاتر مساوی با شکست سنگین تر است.

اما در حوزه رفسنجان شرایط خاص دیگری هم حکمفرما بود. طیف مدعی اصولگرایی و انقلابی برای اولین بار به یک وحدت قطعی رسیده بود حالا با همه ی چالشهایی که در این مسیر داشت. اصلاح طلب ها هم مثل همیشه وحدت کرده بودند و گزینه واحدی داشتند که از قضا نماینده فعلی هم بود. نفر سوم با پرچم مستقل بودن وارد شده بود حال آنکه پیشینه ی اصلاح طلبی ایشان غیرقابل خدشه است. نفر چهارم به هیچ وجه شناخته شده نبود و هزینه ای هم بابت این مساله نکرد.


مساله ی دیگری که نباید از تاثیر آن بر روی افکار عمومی غفلت کرد بحث نگاه ناسیونالیستی مردم رفسنجان بود.
در ایام انتخابات مردم هر چه از کاغذ و پوستر و بروشور و بنر دیدند رقابت بین دو فرد غیررفسنجانی بود!
این علاوه بر تحریک همان حس ناسیونالیستی از طرفی هم هزینه های گزاف تبلیغاتی در شرایط اقتصادی فعلی هم میتوانست احساس منفی در اقشاری از طیف خاکستری ایجاد کند.


نقطه ضعف های پرشمار نماینده ی فعلی و بدترین نحوه ی مواجهه با این نقطه ضعف ها یعنی انکار آن ها، شدیداً در جبهه گیری سلبی آرای خاکستری موثر بود. نکار رأی به کنوانسیونهای مطرح، با بهانه هایی از قبیل رفاقت با خانواده شهید سلیمانی و تأیید گرفتن از شورای نگهبان قابلیت اقناع افکار عمومی را نداشت.


دست کم گرفتن رقیب و اتکای صرف به نظرسنجی توسط اصلاح طلبها هم اشتباه راهبردی دیگر ایشان بود.
خلاصه اینکه چکیده ی همه ی آنچه نگاشته شد این است که در حوزه ی رفسنجان این رأی های خاکستری هستند که تعیین میکنند چه کسی رای بیاورد نه وزن جناحهای سیاسی. در هر دوره ای که بتوان دوقطبی شدید ایجاد کرد و آرای احساسی را پای صندوق آورد با دوره ای که دوقطبی شدید ایجاد نشود و آرای منطقی پای صندوق رای بیاید شرایط انتخابات و نتایج تغییر میکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 2 =