منو

نجف تا کربلا؛ از عشق اباعبدالله(ع) تا سربلندی ایران

۱۳ مرداد ۱۴۰۵

 

تارنمای خبری ایستار | نجف این روزها آغاز مسیری بود که میلیون‌ها زائر از کشورهای مختلف در آن قدم می‌گذاشتند تا خود را به کربلا برسانند. در میان این جمعیت حضور خانواده‌های ایرانی پررنگ بود؛ خانواده‌هایی که با وجود گرمای هوا، سختی راه و شرایط امنیتی روزهای اخیر منطقه راهی این سفر شدند.

در این مسیر، داخل مینی‌بوسی که از عمود ۳۰۰ به سمت عمود ۷۰۰ حرکت می‌کرد، کنار خانواده‌ای نشستم که گرمای هوا و خستگی راه ذره‌ای از شوقشان برای رسیدن به کربلا کم نکرده بود. پدر خانواده، دبیر ریاضی بود و همراه همسر و فرزندانش برای پنجمین بار عازم پیاده‌روی اربعین شده بودند.

از او پرسیدم چه چیزی باعث شد امسال هم، با وجود همه نگرانی‌ها، فرزندانش را همراه این سفر کند؟

لبخندی زد و گفت: اربعین امسال با همه سال‌ها فرق دارد. خیلی‌ها می‌گفتند نروید، شرایط امن نیست؛ اما دوست داشتم دختر و پسرم از نزدیک ببینند که عشق به امام حسین(ع) از ترس بزرگ‌تر است.می‌خواستم شجاعت هم‌وطنانشان را لمس کنند، مردمی که با وجود همه تهدیدها، مسیر اربعین را خالی نگذاشتند.

ادامه داد: در طول مسیر، هر بار پسرم پرچم ایران را در دست زائران می‌دید، با ذوق می‌گفت: بابا! خون شهدا فراموش نشده است. همان لحظه احساس کردم تمام سختی‌های سفر ارزش داشت. اگر قرار باشد فرزندم از این سفر فقط همین یک درس را با خود ببرد، درس عزت و عشق به وطن، برای من بس است.

او با اشاره به احترام مردم عراق نسبت به زائران ایرانی افزود: زیباترین صحنه برای من، احترام مردم عراق به پرچم ایران بود. هر جا پرچم ایران یا تصاویر امامین انقلاب را می‌دیدند، با احترام به آن نگاه می‌کردند و ارادت خود را نشان می‌دادند. پرچم ایران در این مسیر، برای ما فقط یک پرچم نبود؛ نماد عزت و سربلندی یک مردم ملت بود.

در ادامه حوالی عمود ۷۰۰، مادری را دیدم که همراه همسر و سه فرزند ۱۳، ۸ و ۴ ساله‌اش گوشه‌ای نشسته بود تا کودکانش نفسی تازه کنند.

از او پرسیدم: با سه فرزند کوچک، تحمل این همه سختی ارزشش را داشت؟

لبخندی زد و گفت: اگر قرار باشد فرزندانم امام حسین(ع) را بشناسند، هر سختی ارزش دارد. مگر می‌شود مادر باشی و کودکت را با سیدالشهدا(ع) آشنا نکنی؟

او ادامه داد: راستش قرار نبود امسال بچه‌ها را همراه بیاوریم، اما هرچه به اربعین نزدیک‌تر می‌شدیم، دلم آرام نمی‌گرفت و خود بچه‌ها هم هر روز می‌پرسیدند: کی می‌رویم؟ احساس کردم باید این بار همه با هم بیاییم تا فرزندانم از کودکی یاد بگیرند که عشق به حسین(ع) فقط یک احساس نیست، یک سبک زندگی است.

وقتی صحبت به مسیر سفر رسید، گفت: از مرز شلمچه وارد عراق شدیم؛ درست شب بعد از حمله. خیلی‌ها نگران بودند و از ما می‌خواستند سفر را لغو کنیم، اما همسرم گفت: جان ما از جان آقا باارزش‌تر نیست؛ ما جان ناقابلی داریم و برای زیارت حرم حسین(ع) قدم برمی‌داریم. همان جمله دل مرا قرص کرد.

در پایان، دست دختر کوچکش را گرفت و گفت: شاید امروز همه چیز را درک نکند، اما مطمئنم سال‌ها بعد این روزها را به یاد می‌آورد. دوست داشتم از همین کودکی با این مسیر و عشق امام حسین(ع) آشنا شود.

در مسیر نجف تا کربلا، روایت‌ها شبیه هم نیستند هر خانواده دلیلی برای آمدن دارد. یکی برای ادای نذر، دیگری برای آرامش دل و خانواده‌ای هم برای آنکه فرزندانش حال‌وهوای اربعین را از نزدیک تجربه کنند. اما نقطه مشترک بسیاری از این روایت‌ها، عشق به امام حسین(ع)،روحیه ایستادگی و احساس عزت ملی بود؛ حسی که امسال بیش از هر زمان دیگری در میان سخنان زائران شنیده می‌شد و در قدم‌هایشان دیده می‌شد.

🖌یگانه شجاعی

 


برچسب ها:
مطالب مرتبط
ایتا سروش بله تلگرام اینستاگرام
درباره ما

ایستار در لغت نامه ها ایستار را معانی بسیار است.اما آنچه که ما را وا داشت تا نام ایستار را برای حضور در عرصه فعالیت سیاسی بر گزینیم توجه به دو معنا بود اول نوع نگرش و طرز فکر و دوم ثبات قدم و استوار بودن. مجموعه ایستار ماحصل اجماعِ فکری گروهی از جوانان انقلابی است که در سالهای متمادی فعالیت خود در عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به باوری در چهار چوب ایستار رسیده اند. ایستار برای ما ایستادگی خردمندانه برای تحقق اصول است، اصولی که منبعث از وحی و عقل است . سعی ما بر این است که در دامگه حوادث با تکیه بر دین و دانش به خردمندانه ترین مسیر ممکن قدم بگذاریم

تمامی حقوق سایت برای تارنمای خبری ایستار محفوظ می باشد.