۰۴ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۲

لینک کوتاه: https://istarnews.ir?p=8054


پایگاه خانه خشتی در یادداشتی به ماجرای نشست خبری علی اکبرپورمحمدی واکنش نشان داد/این خشت کجی که گذاشتید!!!

ماجرای کنفرانس خبری سرپرست فرمانداری سابق رفسنجان نزدیک به دو روز از است که در صدر اخبار و تحلیل های رسانه های داخلی و معاند خارجی قراردارد.

ماجرای کنفرانس خبری علی اکبر پورمحمدی سرپرست فرمانداری سابق رفسنجان نزدیک به دو روز از است که در صدر اخبار و تحلیل های رسانه های داخلی و معاند خارجی قراردارد.
برای ما مردم رفسنجان اما، موضوع جنجالی پیش آمده صرفا در الفاظ غیرقابل توجیه پورمحمدی در مواجهه با خبرنگار پرسش کننده خلاصه نمی شود.
این داستانی است که سر دراز آن از انتخابات سال ۹۰ آغاز شد و آخرین پرده این نمایش شوم کنفرانس خبری دوشنبه بود.
ما مردم رفسنجان بهتر از هر کسی در عالم می دانیم که اصل دعوا بر سر چیست و این برخورد خشم آلود فرماندار سابق ریشه در چه ماجراهایی دارد.
از زمانی که کرسی فرمانداری شهر به تصاحب پورمحمدی در آمد، جریان شکسته خوره سیاسی در این انتصاب اقدامات وسیعی در تخریب پورمحمدی آغاز نمود .
حمله همه جانبه با همه توان که بخشی از آن بر عهده تیم رسانه ای ثابت و اجاره ای جریان مخالف فرماندار بود هدف مشخص را دنبال می کرد ، عصبانی کردن حاج اکبر پورمحمدی.
و البته این موضوع بر ناظران آگاه، امر مغفولی نبود و خطر وقوع واقعه ای از این دست بارها گوش زد شده بود.
اشتباه فرماندار سابق جدای از عصبانیت لحظه ای،عدم برداشت صحیح از مفهوم افکار عمومی و بر مبنای آن ضعف مفرط در تیم رسانه ای فرمانداری بود.
ماجرای قابل پیشگیری دوشنبه درد لاعلاجی نبود،کافی بود مدیر رسانه ای کار بلدی در کنار پورمحمدی حضور داشت که هم احتمال وقوع این فاجعه را کمتر می کرد و هم تبعات این رویداد را مدیریت می نمود.
اما نکته اصلی که دغدغه اصلی نگارنده است تبدیل قلم در دست خبرنگار به چماق است .
فرض بر آنکه که شخص مصاحبه کننده با پورمحمدی استانداردهای یک خبرنگار را از نظر تحصیلات ،سوابق حرفه ای،دانش خبرنگاری، حسن سابقه، اخلاق اسلامی و حرفه ای و… را داشته باشد که شایسته اطلاق لفظ مقدس خبرنگار باشد،آیا این رویه درستی که در کنفرانس خبری شخصیت یک مسول را لگد مال کنیم تا در لحظه ای که عنان اعصاب از کف می دهد سوژه ای آز آن بسازیم، که او را از صدر به ذیل بکشیم؟
آیا سر انجام این رویه منجر به آن نخواهد شد، که هم تصورات عامه مردم را از قشر محترم و دوست‌داشتنی خبرنگار لکه دار گردد و هم بنیان کجی برای پیگری امور از مسولین بنا شود؟
پورمحمدی اشتباه کرد و شکی در آن نیست،اما چه شد که مرد دنیا دیده ای چون او به یکباره از کوره در می رود و آن کلمات را به زبان می آورد؟
آیا پرسشی که پورمحمدی را برافروخت در چهارچوب منافع مردم و در قالب ادب و احترام مطرح شد؟
اینکه به مسوولی تهمت این زده شود که قانون را نادیده گرفته چون در شادباش فرمانداریش شتری ذبح شده حرف درستی است؟
ما اگر به جای فرماندار سابق بودیم چه می کردیم در قبال چندماه جنگ روانی و چند دقیقه مکابره نا محترمانه؟
اینکه امروز در چشم مردم صاحب منصبان از ارج و قرب افتاده اند دلیل آن نیست که ما از آن سوی پشت بام انصاف پایین بیفتیم و میدان را در اختیار هر کسی که به هر روشی مسولی را مورد هجمه قرار می دهد، بگذاریم.
سخن آخر آنکه،خطر اصلی که جامعه خبرنگاری شهر و کشور را تهدید جدی می کند، قالب شدن رویه غیر اخلاقی در محیط مقدس خبرنگاری است.

آنجا که خبرنگار قلم را به زمین بگذارد و چماق بدست گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده − 2 =